تبلیغات
شکار و كوهنوردی در خرمدره - یك روز خاطره انگیز
شکار و كوهنوردی در خرمدره
شکارچی حافظ طبیعت است و بیشتر از همه مسئول طبیعت است

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

یك روز خاطره انگیز

با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز، جا داره از همه عزیزانی كه توی این دو سال دست ازتلاش بر نداشتن و مدام پیگیر پروانه شكار بودن و همیشه با خبرهای دست اول رونق خاصی به این وب بخشیدن، كمال تشكر را دارم.

میخوام توی این پست هفته دوم فصل شكار 94 رو برای دوستان نقل كنم كه برای خود بنده به عنوان یك روز خوب و بیاد ماندنی رقم خورد، همانطور كه در جریان هستین امسال شرایط پروانه شكار پرنده بسیار سخت شد و نهایت كم لطفی در این پروانه اعمال شد! و چند استان از دادن پروانه به دلایل مختلف سر باز زدن، و این موضوع برای بنده و همقطاران ناراحت كننده بود، ولی از طرفی این موضوع باعث شد كه بنده افتخار آشنایی با دوستان جدیدی رو پیدا كنم، زیرا كه دوستان از استانهای همجوار تشریف آوردن و پروانه شكار استان زنجان رو تهیه كردن.

خلاصه این موضوع برای بنده فرصتی شد تا از تجربیات دوستان نهایت استفاده رو ببرم.

ساعات اولیه صبح روز پنجشنبه بود كه دوستان با من تماس گرفتن و بنده برای راهنمایی خدمت دوستان رسیدم برای اولین بار بود كه دوستان رو رخ در رخ ملاقات میكردم و قبلا از طریق دنیای مجازی و تلفن ارتباط گرفته بودیم، از همان برخورد اول مجذوب ادب و احترام دوستان شدم، واقعا برای بنده افتخار بزرگی بود كه در جوار انسانها والا و متشخصی همچون آقایان یار احمدی، محمدخانی و دورودی باشم.

خلاصه راهی شدیم  به سمت اداره محیط زیست شهرستان خرمدره و حدود نیم ساعت زمان صدور پروانه ها  به طول انجامید، بعد از اتمام كار صدور پراونه با یكی دیگر از دوستان عزیزی كه از طریق همین وب آشنا شده بودیم و از قبل هماهنگ شده بودیم ملاقات كردیم، البته دوستان چند دقیقه ای رو منتظر بنده شده بودن تا خدمت برسیم، دوست عزیز همون آقا سهیل خودمون بودن كه به همراه پدر بزرگوارشون و پسر عموی عزیزشون تشریف فرما شده بودن و این هم نیز اولین دیدار حضوری منو آقا سهیل بود، لذا دوباره جهت صدور پروانه به اداره مراجعه كردیم و بعد از اتمام كار بلافاصه راهی یكی از شكارگاهی كه هرساله برای شكار به اونجا میرفتم، شدیم.

بعداز نیم ساعت به شكار گاه مد نظر رسیدم، زمانیكه از ماشین ها پیاده شدیم متوجه وزش شدید باد شدیم، باد سرد پاییزی بود و سرعت باد حدود 30كیلومتر در ساعت بود، شوق اولین شكار و ممنوعیت یكساله، مانع رفتن ما نمیشد، دوستان سریعا بادگیرهاشون به تن كردن، هنوز بچه ها كامل آماده نشده بودن كه از كنار پسر عموی آقا سهیل یه دسته كبك پر گرفت و چند ده متری آنطرف تر فرود آمدن، با دوستان تصمیم گرفتیم كه همه آماده بشن و دسته جمعی بریم بالا سر كبكا، با 6 تفنگ به سمت كبكا حركت كردیم، نزدیك محل فرود كبكا كه شدیم دسته كبك به صورت كاملا پخش و آنی پر گرفتن و یك آن تمامی تفنگ ها خالی شدن و ما حصل این تیراندازی دسته جمعی فقط یك كبك بود!

 این دسته كبكا دوستانو از هم دیگه جدا كرد و هریك از دوستان بطور جداگانه به سمت كوه رفتن و عدم آشنایی به منطقه و وزش باد شدید باعث شده بود كه هیچ یك از دوستان كبكی پیدا نكنند! و بنده با یك كبك توی كوله و یك كبك گمشده به شكار این روزم خاتمه دادم، در آخر روز بنا به پیشنهاد آقای محمدخانی جهت آشنایی به یك شكارگاه بزرگی كه هرساله شكارچیان زیادی به منطقه مراجعه میكنن، عزیمت كردیم. و چون دیگه زمانی نبود به یه اجاق آتش و چایی قناعت كردیم و بعداز تاریكی هوا از شكارگاه خارج شدیم و به منزل برگشتیم.

این روز از شكار یكی از خاطره انگیزترین روزهای شكار بنده بود و لحظه لحظه آن  تا آخر عمر از ذهنم پاك نمیشه.

امیدوارم كه سر دوستانو درد نیاورده باشم و از این خاطره لذت برده باشید.

تا باز شدن کامل عکسها کمی شکیبا باشید!

درپناه حق...

همایون
یکشنبه 15 آذر 1394 11:32 ق.ظ
سلام
آقا محسن شما اینطوری راجع به شکار و شکارچی صحبت میکنی اصلا میدونی سازمان محیط زیست در ابتدا توسط چه کسایی تشکیل شده و میدونی شکار چی قانونی به هیچ عنوان از جمعیت پرنده ها و شکارها کم نمیکنه و بیشترین عامل کم شدن پرنده ها و چارپایان کمبود آب، تخریب منابع و اهالی روستا هستن که در یک شب 40 تا کبک رو زنده گیری میکنن یا برای مراسم عروسیشون قوچ شکار میکنن. اما شکارچی در روز بتونه یک دونه کبک یا مرغابی بزنه یا نه. هیچوقت به این راحتی راجع به افراد یک جامعه قضاوت نکن. خود شما مرغ و گوشت گوسفند رو به سیخ میکشن و با ادویه های مختلف میل میکنین مگه اونا جاندار نبودن؟ خود شما میری کیف و کفش چرم پات میکنی و فکر کردی این چرم از کجا اومده؟
محسن
شنبه 14 آذر 1394 11:22 ب.ظ
سلام
وبلاگ خوبی داری اما من کلا با موضوع شکار مخالفم . چون تمام عوامل دست به دست هم دادن به محیط زیست آسیب بزنن شما هم این وسط تفنگ برداشتین که برین شکار. بابا گذشت زمان شکار و شکار چی . امیدوارم یه روز به جای تفنگ دوربین به دست برین به گوه.
همایون
شنبه 14 آذر 1394 12:08 ب.ظ
سلام انشاا... همیشه خوش باشین و تیغتون برا
شما اطلاعی از تعداد شکار مرغابی در روز دارین؟ جلوی مارو گرفتن هفته پیش ما دونفر بودیم که هفت تا زده بودیم. گفت فقط باید نفری یک مرغابی بزنید نه چهار تا
پاسخ فیاض اكبری : سلام آقا همایون عزیز
بنده هم متقابلن براتون دل خوش و سلامتی رو آروزمندم و انشاالله تیغ شما هم برا باشه.
در مورد آبزیان و کنار آبزیان اطلاعی ندارم، چون منطقه ما مهاجر پذیر نیست ولی اگه راهم بیافته محیط زیست حتما سوال میکنم،البته شاید تا اونوقت خیلی دیر بشه!!!
چهارشنبه 11 آذر 1394 10:38 ب.ظ
نیلوفر
سه شنبه 10 آذر 1394 08:43 ب.ظ
سلام
ممنون از مطالب مفیدتون
خوشحال میشم به منم سر بزنید
http://zonashop.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : فیاض اكبری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان


كد ساعت


  • انجمن
  • کد نمایش آب و هوا

    کد نمایش آب و هوا<