تبلیغات
شکار و كوهنوردی در خرمدره
شکار و كوهنوردی در خرمدره
شکارچی حافظ طبیعت است و بیشتر از همه مسئول طبیعت است

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پروانه شکار چهارپا سال 95


اعطای اولین پروانه رسمی قرق های اختصاصی در 2 استان
تهران- ایرنا- مدیر کل دفتر حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان محیط زیست گفت: فردا (دوشنبه) برای اولین بار پروانه رسمی قرق های اختصاصی به متقاضیان آن در استان های یزد و کرمان اعطا می شود.

علی تیموری روز یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار علمی ایرنا افزود: با توجه به تایید پنج منطقه برای قرق های اختصاصی توسط شورای عالی محیط زیست، تکالیف و دستورالعمل فعالیت این قرق ها نیز توسط این شورا تصویب و به استان ها ابلاغ شد.
وی اظهار کرد: سازمان حفاظت محیط زیست سه سال است مجوز شکار چهار پا صادر نکرده است و در این مدت به صورت پایلوت یک منطقه در یزد به عنوان منطقه قرق اختصاصی فعال بود که در این زمان قرقداران با جذب نیروهای محیط بان موجب حفظ حیات وحش و افزایش گونه های جانوری این منطقه شدند.
تیموری گفت: براساس بررسی ها، در این منطقه تا 400 درصد انواع گونه های حیات وحش اعم از قوچ، میش، کَل و بز رشد داشته است، در واقع پیش از اجرای قرق، تعداد این گونه ها حدود 150 راس بود که اکنون به هزار و 100 راس رسیده است.
وی ادامه داد: بر این اساس برای اولین بار پروانه قرق های اختصاصی با اعتبار 5 سال در دو منطقه در یزد و کرمان که به امضای رییس سازمان حفاظت محیط زیست رسیده است، به متقاضیان آن که افراد حقیقی و حقوقی هستند، اعطا می شود.
مدیر کل دفتر حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان محیط زیست گفت: اکنون در این مناطق قرق، بیش از دو هزار راس کل و بز و قوچ و میش وجود دارد که مقرر شد به مدت یک ماه (20 بهمن تا 20 اسفند ) مجوز شکار فقط 34 راس قوچ، میش، کل و بز این مناطق صادر شود.
وی ادامه داد: بر اساس این تصمیم، مقرر شد 30 درصد از این مجوزها در اختیار جوامع محلی اطراف منطقه قرق شده و 70 درصد دیگر به قرقبانان داده شود.
تیموری تاکید کرد: با اعطای این مجوزها برای اولین بار در کشور مردم و جوامع محلی به صورت رسمی در امر حفاظت از عرصه های طبیعی و حیات وحش کشور دخیل می شوند و این کار در راستای اصل پنجاهم قانون اساسی که حفظ محیط زیست را یک وظیفه عمومی می داند، صورت می گیرد.
مدیر کل دفتر حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان محیط زیست گفت: با اجرای قرق های اختصاصی قطعا شاهد شکارچیانی قانونمند در کشور خواهیم بود.
منبع: خبرگزاری ایرنا

فصلی دوباره

فصلی دوباره
عرض سلام خدمت تك تك دوستان و همقطاران عزیز، امیدوارم هر جا كه هستین سالم، سلامت و دلی خوش داشته باشید. خوشحالم از اینكه دوباره فصل جدید شكار شروع شده و پای دوستان قانونمند به طبیعت باز شده، البته اكثر دوستان توی تمامی فصول از طبیعت بهره میبرند ولی برای یك شكارچی حضور در شكارگاه با تفنگ و ادوات شكار لذت خاص خودشو داره، كه به عبارتی میشه گفت وصف ناپذیره! البته دوستان شكارچی میدونن بنده چی میگم!!!
خوشتبختانه با تلاش دوستان عزیز و پیگیریهای مستمری كه داشتن، مسبب صدور به موقع پروانه شكار پرنده، از طرف سازمان محترم محیط زیست شدند.
امید است این همدلی و یك صدایی بین قشر شكارچی روز به روز بیشتر بشه و فرهنگ شكار درست و قانونمند به همه الخصوص نسل جوانی كه تازه وارد این مقوله شده اند القا بشه.
درسته یك سری ممنوعیت برای بعضی از استانها و اما و اگرهای داشت، ولی با این حال امیدواریم تمامی استانها گنجایش صدور پروانه شكار را داشته باشن و همیشه با رعایت و مراعات شاهد افزایش جمعیت گونه های جانوری باشیم، طوریكه آیندگان هم بتونن از طبیعت و شكار لذت ببرن! 
ببخشید كه سرتون درد آوردم! خیلی وقت بود كه پستی توی وب نگذاشته بودم و احساس كردم مفید باشه در هر صورت بریم سراغ اولین خاطره از فصل شكار امسال
هوا خیلی عالی بود از شوق شكار، از اولین دقایق طلوع آفتاب  در شكارگاه حاضر شده بودم، مثل اكثر مواقع دونفر بودیم، كبكها حضور مارو متوجه و از تمامی جهات صدای آواز كبك، گوش رو نوازش میكرد. خوشبختانه امسال سال پر بارشی برای منطقه ما رقم خورده بود و تعداد كبكها چشمگیر افزایش یافته بود، جای شكر و خوشحالی داشت كه اینهمه كبك در شكارگاه دیده میشد، خلاصه خیلی وقت بود كه حسرت قدم برداشتن با تفنگ، كوله، قطار فشنگ و ... در شكارگاه را بر دل داشتم، تا بالاترین قله بالا رفتم طوری كه یكی از انگشتان پایم تاول زد، چرا كه مدت زیادی بود از پوتین و شرایط سخت پاهایم بدور بودن، لابد دوستان غیر شكاری با خودشون بگن كه من دیوانه ام!!! ولی اهل فن میدونن كه من چی میگم! حالا دیگه تمامی گله های كبك، به قول معروف مونده بودن زیر پای بنده، در مسیر برگشت از سه گله كبك مجزا روزی خودمو گرفتم.
بلاجبار سایز عکسارو کم میکنم برای سهولت در لود!!! کیفیت پایین عکسارو ببخشید!
در پناه حق...
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14773875961.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14773875962.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14773875432.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14773875431.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14773875433.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14773875434.jpg

ترویج فرهنگ شکار


بسمه تعالی


ضمن عرض تبریک به تمامی همقطاران بابت شروع فصل شکار و صدور به موقع پروانه شکار سال 95 که حاصل تلاش,پایمردی و اخلاق مداری کلیه شکارچیان قانونمدار در متقاعد ساختن مدیران س م ز جهت صدور پروانه ها بوده ,بدینوسیله شعار و رسالت این گروه جهت ترویج اخلاق و منش واقعی شکارچیان به شرح ذیل اعلام و امید است دوستان با تبعیت از آن وتعهد در  انجام آن مروج اخلاق و مرام واقعی شکارچیان باشند تا از این طریق ضمن پاک نمودن زنگار از چهره شکارچیان اخلاق مدار که اخیرا در انظار عمومی به غلط مورد زوال قرارگرفته تدارک آموزش و فرهنگ سازی واقعی شکار و فواید آن برای نسل آینده نیز مهیا گردد.

-لطفآ از تعداد پرنده ای که در پروانه ذکر شده بیشتر شکار نکنید(برای حفظ حیاط وحش وبرای سالهای آینده ونسلهای آینده)

-لطفآ از زدن پرندهای حمایت شده و حرام گوشت جدآ،جدآ،خداری کنید.


-لطفآ از شکارپرندگان در سر آبش خور جدآ،جدآ خوداری کنید که به هیچ عنوان در مرام یک شکارچی جوانمرد نیست ونخواهد بود و دور از انسانیت است.

-زمانی که آتش روشن میکنید وبعداز میل کردن غذا وچای حتمآ حتما آتش را خاموش کنید.


-از ریختن زباله به داخل طبیعت جدا خوداری کنید وجهت فرهنگ سازی وحفظ طبیعت آشغالهایی را که حتی خودمان نریخته ایم جمع نموده و با به تصویر کشیدن این عمل در کنار تصاویر شکار خود این فرهنگ را آموزش دهیم.

-پوکه ها را در طبیعت رها نکنید چرا که به طبیعت آسیب زده وتجزیه نخواهند شد حتی تا سالها.

-اگر در مسیر رفتن به شکار لانه یا آشیانه پرنده با حیوانی رو مشاهده کردید به آن دست نزنید ویا آن را ویران نکنید.

-عزیزانی هم که هرگونه فعالیت جهت احیا و .... در عرصه طبیعت انجام میدهند میتوانند با عکس از فعالیت آن روز آن را به وب واعضای آن هدیه دهند.

از شما عزیزان تقاضا میشود وب را در جهت فرهنگسازی وانجام این رسالت یاری نموده و هم قسم در انجام این مرام نامه گردیم تا باعث ثبت نامی نیک از شکارچی گردیم و طبیعت را برای آیندگانمان به میراث بگذاریم تا آنان نیز از مواهب آن بهره ببرند.



امیدواریم سال پر شکاری رو داشته باشید وشکار جوانمردانه را فراموش نکنید.

برگرفته از فنون اسلحه شناسی، طبیعت و شکار
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14761140051.jpg

پروانه شکار 95

با سلام خدمت دوستان عزیز

اول اینکه متاسفم برای آندسته از دوستانی که، جز استانهای شکار ممنوع اعلام شدن و امیدوارم که شرایط و موقعیت استفاده از پروانه شکار، استانهای هم جوار رو داشته باشن و از طبیعت لذت ببرند.
بلاخره پروانه بنده هم امروز وصول شد و دریافت کردم، انشاالله دوستان هم بتونن تا آخر هفته پروانه هاشون رو دریافت کنن و از روزهای شکارشون نهایت استفاده رو ببرن.


با درود فراوان...
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14755736721.jpg

شكار پر زحمت

روزهای شكار از پس هم میگذشتو ما از همیشه دلتنگتر برای كوهو كبك و تفنگو...

نهایت كم لطفی در صدور پروانه شكار پرنده 94 صورت گرفته بود، طوری كه از تمامی جوانب این پروانه جای تامل داشت. از قبیل مدت زمان، هزینه،طبقه بندی پرنده ها، استانهای مشخصی مجوز صدور داشتن و ... امید است از سال آینده این مشكلات هموار بشه.

هوا نسبتا خوب بود، ولی ارتفاعات بادی بود، توی این سفر به یكی از مناطق پرطرفدار كه همیشه صدای تیر توی منطقه طنین انداز میشه رفته بودیم، از بد روزگار بنده كمی دیر به شكارگاه رسیده بودم و تمامی شكارچی های كار خودشون كرده و در مسیر برگشت بودن، بنده و دونفر از دوستان همراه، نا امید نشده و خودمون به هر قیمتی كه شده بود به بالاترین نقاط منطقه مورد نظر رسوندیم البته بعد از دوساعت سربالای رفتن تو صخره و سنگلاخها، البته همون ابتدای كار كه توی دامنه های در حال صعود بودیم دوتا كبك از دور پرید ولی مجال شلیك نشد! توی ارتفاعات به هر كجا كه قدم میذاشتیم جای پای چند شكارچی كه قبل از ما اونجارو رصد كرده بودن مشاهده میشد و ما هم مصمم به مسیرمون ادامه میدادیم كه بلاخره یه دسته كبك از دور پرید و رفتن كمی جلوتر فرود اومدن، ما هم با شوق و انرژی بیشتر خستگی صعود رو از یاد بردیم و با قدمهای بلندتر به جایی كه كبكارو آخرین لحظه دیده بودم و پشت صخره پیچیده بودن، خلاصه خودمون رسوندیم از دور 2-3تا كبك پر گرفتو رفت، خودمو با تمام سرعت به بالاترین نقطه رسوندم، حالا من بالاسر كبكا بودم، یكی ازعوامل موفقیت یك شكارچی بالاتر بودن اون نسبت به كبكه! اگه شكارچی بتونه بره بالاتر از كبكا و كبكارو رو به پایین و بغل بپرونه درصد موفقیتش افزایش پیدا میكنه.

خلاصه دوتا كبك با سرعت زیاد تقربیا با فاصله زیاد پریدن و دو تا تیر انداختم ولی حاصلی نداشت، سپس یكی دیگه كه از گله جامونده بود پرید و با صدای تیر بی جان، روی زمین كوبیده شد و در ادمه بعد از دوتیر یك كبك دیگه هم شكار شد و راه برگشتو پیش رو گرفتیم.

البته عكسای كبكارو توی خونه گرفتم، چرا كه خستگی و از طرفی هوا تاریك شده بود و مجال نشد كه عكس بگیرم.

امیدوارم كه لذت برده باشید، كامنت یادتون نره!!!

یا حق...

یك روز خوب...

یك روز خوب...

هوا مثل اكثر مواقع بادی بود و سرعت باد قابل توجه بود، تا ظهر صبر كردیم ولی سرعت باد كم نشد. نتیجتاً نیمه روز بود كه راهی یكی از شكارگاههای نزدیك شهر شدیم. توی این سفر پسر عمو هم همراه بنده بود، متاسفانه هر روز این تكنولوژی و پیشرفت اثرات سوء خودش بر طبیعت میگذاره، باز هم استخراج معادن باعث شده بود كه یكی از زیستگاه های گونه های جانوری و گیاهی تخریب بشه، همیشه دیدن صحنه های از این قبیل برام بشدت آزار دهنده است، با رشد هرمی این معادن امید زیادی به این طبیعت نیست! در كنار این معادن ساخت و ساز و جاده كشی دومین عامل تخریب محیط زیست توی منطقه ماست، متاسفانه كسی به این موضوع توجهی نداره و همیشه انگشت اشاره به سمت ما بوده! خدا به داد این طبیعت برسه!!! خلاصه اینكه وسیله نقلیه رو گوشه ای پارك كردیم، كوله و تفنگو برداشتیم و بند پوتین هارو سفت كردیم، راهی شكارگاه شدیم، توی یكی دو كیلومتر اول هیچ اثری از وجود كبك نبود، در صورتی كه هر ساله پراز رد و پر كبك میشد، نا امید از دره به سمت قسمت های پست تر رفتیم ولی باز هم خبری نبود، تا اینكه كوهو عوض كردیم و به سمت كوه مجاور رفتیم، حدوداً یك و نیم ساعت بود كه از پیش ماشین حركت كرده بودیم، تقربیا در بالاترین قسمتهای كوه حركت میكردیم، كه یه دسته كبك بالاتر از ما، از فاصله 90-100متری به سمت پایین(ما) پر گرفتن با اولین تیر یه كبك درشت توی هوا بلوكه شد و با شدت به زمین كوبیده شد، لحظه ای ساكن ماند بعد از چند ثانیه بلند شد و پا به فرار گذاشت من حین اینكه چشمم به كبك بود، فشنگ بعدی رو داخل لوله گذاشتم و آماده شلیك بودم ولی دیگه به كبكی كه روی زمین میدوید نمیشد تیر انداخت، چرا كه كلی فاصله گرفته بود، سریعا به سمت بالا دویدم تا بلكه كبكو ببینم كه، یك كبك دیگه از همون گله توی بوته ها قایم شده بود پر گرفت، بلافاصله قراول رفتم و این كبك هم تیری شد و با پای آویزن بسمت پایین، جای كه پسر عمو بود رفت و توی همین حین بود كه، این كبك هم بلوكه شد و كمی پایینتر افتاد ولی جای دقیق كبك دیده نمیشد، مختصات افتادن كبكو به ذهنم سپردم و به جایی كه برای آخرین بار كبك اولی رو دیده بودم، خودم رو رسوندم اثری از كبك نبود،توی همون راستا به سمت پایین حركت كردم، یكدفعه چند ده متر جلوتر چشم به كبك افت، كبك كامل تموم كرده بود، این یكی از بارزترین خصوصیات كبكاست كه تا آخرین نفس از حركت نمی ایستند و به اصطلاح بسیار جان سخت هستند. بلافاصله به سمت كبك دومی حركت كردم و اونم دقیقا با همین شرایط پیدا كردم. از این رو به این روز گفتم "روز خوب" كه دوتا كبك 4-5 ساله اومده بود توی كوله، واقعا كبكای درشتی بودن! دیگه دسته ای كه پخش شد بود رو پیدا نكردم الا یه صحنه كه كبكی از دور پرید و نشد تیر بندازم.

ببخشید اگه طولانی شد! امیدوارم كه لذت ببرید، در ضمن مارو از كامنتهای پر بارتون بی بهره نگذارید.

یا حق...

 

 

اولین شكار بعداز دوسال

 باسلام خدمت تمامی عزیزان

بلاخره بعد از كلی كش و قوس، پروانه ی معروف شكار پرنده 94رو دریافت كردم و جز معدود كسانی بودم كه طی این هفته پروانه گرفته بودم، این روز حالو هوای خاص خودشو داشت، زیرا كه دوسالی بود در انتظار این اتفاق بودیم و بلاخره با كلی پیگیری و تلاش دوستان حاصل شده بود، از ذوق شكار ساعت 6:15 دقیقه بامداد توی شكارگاه از ماشین پیاده شدم و كمی تعلل كردم تا هوا كامل روشن شود سپس راهی شدیم، توی این روز تنها نبودم و پسرعمو همراه بنده بود. بعد از دوسال انتظار تیراندازی خوبی رو از خودم نداشتم، بعد از گذشت 40 دقیقه به اولین دسته كبك برخوردیم، گله كبك خیلی دورتر پرید و از طرفی هوا هم بادی بود، گله كبك كمی پخش شد و بعد از سه تیر بلاخره تیر چهارم به هدف نشست و اولین دشت سال اومد توی كوله، دیگه كبك ها كوهو عوض كردن و قایم شدن به جز یه صحنه كه یكی پرید ولی تیرم خطا رفت، سپس بعد از 2 ساعت گشت و گذار به شكارم پایان دادم.

امیدوارم لذت ببرید!!!

یا حق...

خاطرات دوستان(ابی)

با سلام خدمت تمامی همقطاران و علاقه مندان شکار
عکسای ارسالی از کرمان، از طرف دوست عزیزمون آقا ابی هستش
امیدوارم که لذت ببرید!



عکس زیر از سمت چپ علی آقای خودمون، حسین، ابی و امیر

یك روز خاطره انگیز

با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز، جا داره از همه عزیزانی كه توی این دو سال دست ازتلاش بر نداشتن و مدام پیگیر پروانه شكار بودن و همیشه با خبرهای دست اول رونق خاصی به این وب بخشیدن، كمال تشكر را دارم.

میخوام توی این پست هفته دوم فصل شكار 94 رو برای دوستان نقل كنم كه برای خود بنده به عنوان یك روز خوب و بیاد ماندنی رقم خورد، همانطور كه در جریان هستین امسال شرایط پروانه شكار پرنده بسیار سخت شد و نهایت كم لطفی در این پروانه اعمال شد! و چند استان از دادن پروانه به دلایل مختلف سر باز زدن، و این موضوع برای بنده و همقطاران ناراحت كننده بود، ولی از طرفی این موضوع باعث شد كه بنده افتخار آشنایی با دوستان جدیدی رو پیدا كنم، زیرا كه دوستان از استانهای همجوار تشریف آوردن و پروانه شكار استان زنجان رو تهیه كردن.

خلاصه این موضوع برای بنده فرصتی شد تا از تجربیات دوستان نهایت استفاده رو ببرم.

ساعات اولیه صبح روز پنجشنبه بود كه دوستان با من تماس گرفتن و بنده برای راهنمایی خدمت دوستان رسیدم برای اولین بار بود كه دوستان رو رخ در رخ ملاقات میكردم و قبلا از طریق دنیای مجازی و تلفن ارتباط گرفته بودیم، از همان برخورد اول مجذوب ادب و احترام دوستان شدم، واقعا برای بنده افتخار بزرگی بود كه در جوار انسانها والا و متشخصی همچون آقایان یار احمدی، محمدخانی و دورودی باشم.

خلاصه راهی شدیم  به سمت اداره محیط زیست شهرستان خرمدره و حدود نیم ساعت زمان صدور پروانه ها  به طول انجامید، بعد از اتمام كار صدور پراونه با یكی دیگر از دوستان عزیزی كه از طریق همین وب آشنا شده بودیم و از قبل هماهنگ شده بودیم ملاقات كردیم، البته دوستان چند دقیقه ای رو منتظر بنده شده بودن تا خدمت برسیم، دوست عزیز همون آقا سهیل خودمون بودن كه به همراه پدر بزرگوارشون و پسر عموی عزیزشون تشریف فرما شده بودن و این هم نیز اولین دیدار حضوری منو آقا سهیل بود، لذا دوباره جهت صدور پروانه به اداره مراجعه كردیم و بعد از اتمام كار بلافاصه راهی یكی از شكارگاهی كه هرساله برای شكار به اونجا میرفتم، شدیم.

بعداز نیم ساعت به شكار گاه مد نظر رسیدم، زمانیكه از ماشین ها پیاده شدیم متوجه وزش شدید باد شدیم، باد سرد پاییزی بود و سرعت باد حدود 30كیلومتر در ساعت بود، شوق اولین شكار و ممنوعیت یكساله، مانع رفتن ما نمیشد، دوستان سریعا بادگیرهاشون به تن كردن، هنوز بچه ها كامل آماده نشده بودن كه از كنار پسر عموی آقا سهیل یه دسته كبك پر گرفت و چند ده متری آنطرف تر فرود آمدن، با دوستان تصمیم گرفتیم كه همه آماده بشن و دسته جمعی بریم بالا سر كبكا، با 6 تفنگ به سمت كبكا حركت كردیم، نزدیك محل فرود كبكا كه شدیم دسته كبك به صورت كاملا پخش و آنی پر گرفتن و یك آن تمامی تفنگ ها خالی شدن و ما حصل این تیراندازی دسته جمعی فقط یك كبك بود!

 این دسته كبكا دوستانو از هم دیگه جدا كرد و هریك از دوستان بطور جداگانه به سمت كوه رفتن و عدم آشنایی به منطقه و وزش باد شدید باعث شده بود كه هیچ یك از دوستان كبكی پیدا نكنند! و بنده با یك كبك توی كوله و یك كبك گمشده به شكار این روزم خاتمه دادم، در آخر روز بنا به پیشنهاد آقای محمدخانی جهت آشنایی به یك شكارگاه بزرگی كه هرساله شكارچیان زیادی به منطقه مراجعه میكنن، عزیمت كردیم. و چون دیگه زمانی نبود به یه اجاق آتش و چایی قناعت كردیم و بعداز تاریكی هوا از شكارگاه خارج شدیم و به منزل برگشتیم.

این روز از شكار یكی از خاطره انگیزترین روزهای شكار بنده بود و لحظه لحظه آن  تا آخر عمر از ذهنم پاك نمیشه.

امیدوارم كه سر دوستانو درد نیاورده باشم و از این خاطره لذت برده باشید.

تا باز شدن کامل عکسها کمی شکیبا باشید!

درپناه حق...

پروانه شکار 94

باسلام خدمت دوستان عزیز
در این پست آخرین اخبار از طریق کامنت ها به اطلاع دوستان میرسه،یعنی دوستان عزیز وبنده آخرین اخبار پروانه شکار 94 از این طریق اطلاع رسانی میکنیم وخواهشمندم قسمت نظرات رو دنبال کنید.
باتشکر و درود فراوان...
اینم از پروانه شکار سال 94
انشااله که دوستان هم هرچه سریعتر دریافت کنن

undefined


زندگی بی روح

باسلام خدمت همقطاران
 بازم مثل دفعه قبل معذرت خواهی به دوستان بابت تبادل خبرها از طریق این وب وعدم حضور بنده! ابراز تاسف بخاطر وضع موجود از حیث محیط زیست و شكار!!!
البته تاسف بنده در این كارزار دردی رو دوا نمیكند!
متاسفانه با شرایط حال و مدیریتی كه در زمینه اتخاذ شده، آینده مبهمی رو برای محیط زیست و گونه های جانوری میتوان تصور كرد وامید است كه با طرز فكر روشن و آگاه تر به این موضوع از طرف مدیران و مسئولان ارشد پرداخته بشه، همیشه ما منتظر اتفاق های خوب بودیم ولی متاسفانه این انتظار جزبدتر شدن وضع، چیزی در برنداشته! و باز هم امیدواریم...
به امید روزای بهتر و شیوه مدیریتی درست!!!
یاحق...

پروانه شکار پرنده93

معذرت خواهی!

نمیدونم از کجا شروع کنم و چطور از شرمنده گی همه ی دوستان در بیام!؟
من واقعا متاسفم،که یک عدم حضور طولانی مدت داشتم و میدونم که این نبود من، در مقابل اینهمه محبت دوستان هیچ دلیل موجهی نمیتونه داشته باشه، ولی اینو بگم که توی دوماه مشکلاتی زیادی داشتم و متاسفانه نتونستم بروز شم ولی انشااله به همه ی دوستان قول میدم که این غیبت غیر موجهو توی این فصل شکارپیش رو با عکسها و خاطرات شکارم جبران کنم. این تنها کاریه که میتونم انجام بدم!
ویه تشکر ویژه از همه دوستانی که توی این مدت بدون هیچ چشم داشتی وخالصانه تبادل اطلاعات کردن و دوستان رو از آخرین اخبارها مطلع کردن.
واقعا از تک تک دوستان کمال تشکر رو دارم که این وبو لایق دونستن واز این طریق باهم در ارتباط بودن!
درمورد پروانه شکارامسال هم باید بگم دیروز بعد از مدتها بلاخره یادم افتاد که یه زمانی شکارچی بودم و روحم برای این فصل پر میکشید البته بخاطر اینکه شدت مشکلات بقدر بالا بود که منو از خودم گرفته بود،خلاصه سرتون درد نیارم، گفتن که انشااله به امید خدا این هفته یا اوایل هفته بعد پروانه شکارپرنده امسال میاد و شروع به صادر کردن میکنن.
اینم چند تا عکس از دیروز عصر که کلی دلم گرفته بود وسریع رفتم چندتا عکس گرفتمو برگشتم،آخه ما شکارچی جماعت روانی این فصل و آبو هواهستیم و از کوچکترین فرصت برای رفتن به طبیعت استفاده میکنیم!
یاحق...

خاطرات یک فصل(5)

باسلام
این خاطره ی آخرین شکار فصل 92 میباشد البته چند خاطره از فصل باقی مونده و سعی میکنم اونارو هم توی پستهای بعد بذارم.
این روزحال هوای خاص خودشو داشت و اینو خوب میدونستم که باید 7ماه بدون تفنگ توی طبیعت باشم و سعی میکردم که با خودم کنار بیام وبه خود بگم که این آخرین شکارم!
دوستانی که شکارچی هستن و علاقه ی شدیدی به کوه، تفنگ و شکار دارن میدونن من چی میگم!
و الان خوشحالم از این که 6 ماه از اون روز گذشته وبه جرات میتونم بگم که تفنگارو از چهار چوب خونه خارج نکردم و این برام بهترین حسه و باعث میشه که همیشه از شکار لذت ببرم و شکار برام همیشه جذاب باشه!
شرح این روز از شکار...
هوا کمی بادی بود ولی خوب بود چون سرعت باد زیاد نبود به این منطقه اول فصل اومده بودم و از اون وقت تا به این روز نیومده بودم بعد ازیک و نیم ساعت بالا پایین شدن بلاخره یه دسته کبک چیل پر کشید تیر اول خطا و تیر دوم کبکو انداخت و تیر سوم یه کبک زخمی رو پشت تپه انداخت، کبک اولو برداشتم و رفتم سراغ زخمی بعد از 40 دقیقه گشتن متاسفانه کبک پیدا نشد و خیلی ناراحت به مسیر ادامه دادیم توی مسیر یکدسته کبک از دور پرید منم بدون توجه به فاصله 2تا تیر دنبال کبک روانه کردم ولی به هدف ننشست
خلاصه دنبال همون دسته رفتم  وبا بلند شدن اولین کبک توی فاصله 30 متری، قراول رفتم و توی فاصله50 متری کبک زمین گیر شد و دو سه تا کبک هم بلند شدن چون فاصله دور بود دیگه شلیک نکردم و به آخرین شکار 92 با کلی دلتنگی پایین دادم.
امیدوارم لذت ببرید.
نظر یادتون نره...

http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14093038461.jpg
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14093038463.jpg
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14093038462.jpg
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14093041102.jpg
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14093038464.jpg
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14093041101.jpg

خاطرات یک فصل(5)

سلام به دوستان عزیز
این خاطره هم یکی از روزهای خیلی سرد آذر ماه میباشد، که هنوز برف قابل توجه نبارید
تو این روز نمیشد به کبکها نزدیک شد خیلی باهوش بودن و از خیلی دورترپر میگرفتند و میرفتند، بعد از 4 ساعت بالا پایین کردن، در راه برگشت به یه دسته کبک که غافل بودن بر خوردیم و با پرگرفتنشو بلافاصله قراول رفتم تیر اول یکی و تیر دوم هم یکی و برای تیر سوم خیلی دیر بود و دور شده بودن.
"اینم از یکی از هزار خاطره شکار"
امیدوارم لذت برده باشید، کامنت یادتون نره!!!!!!
در پناه حق...
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14069712354.jpg
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14069712352.jpg
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14069712351.jpg
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14069713163.jpg
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14069713161.jpg
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14069713162.jpg
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14069712353.jpg

خاطرات یک فصل(4)

یه روز خوب!

باسلام

این روز هم از اون روزای خوب بود كه تو خاطراتم ثبت شد و هر وقت كه این عكسارو نگاه میكنم لحظه لحظه اون روز تو ذهنم تدای میشه، تو این سفر 3 تا كبك زدم و هركدمو تو یه منطقه جدا، یعنی برای هر كبك كلی پیاده روی كردم و با كلی زحمت تونستم اونارو دشت كنم. البته شكار كبك، ذاتا شكار پر هیجان و پر مشقتیه و كار هر كسی نیست(بلانسبت اساتید) تو سنگلاخها و ارتفاعات دنبال كبك باشه و درست زمانی كه زیر پات خالی میشه كبكه پر میگیره، یعنی كبك شش دانگ شكارچی رو پایش میكنه تا در اولین فرصت فرار كنه.

یكی از شكار های این روز برام جالب بود و دلم نیومد تعریف نكنم منظورم اولین كبك بود.

 به یه پرتگاه رسیدم احتمال دادم كه اینجا كبك باشه خلاصه با دقت و محكم قدم بر میداشتم كه از دور یه دسته كبك پر گرفت و نشد تیر اندازی كنم. سعی كردم به جای پریدن دسته خودمو نزدیك كنم همین كه نزدیك شده بودم یه كبك تكی پر گرفت و شلیك كردم ساچمه پاهای عقب كبك و شكموشو گرفت و پاینتر خورد به تخته سنگ و 10 متر پایینتر افتاد و دوباره بلند شد دیگه دور شده بود و نمیشد تیر در كرد خلاصه و با تمام وجود و با نگاه دنبالش كردم و پشته یه تخته سنگ بزرگ رفت و دیگه اونطرف تر ندیدمش احتمال دادم رو هوا تموم كرده و پشت اون سنگ افتاده، صخره به قدری صعب العبور بود كه دو دل بودم برم دنبالش یا نه حدود 100متر پایینتر افتاد بود و برف در بعضی قسمت ها به نیم متر هم میرسید و از طرفی تنها بودم و این كارو مشكل میكرد بلاخره نتوستم وجدان خودمو راضی كنم و رفتم پایین ولی خیلی با احتیاط حدود 15 دقیقه طول كشید تا به محل مورد نظر رسیدم از بالای تخته سنگ نگاه كردم ولی هیچ نشانه ای از كبك یا زمین خوردن كبك نبود، از تخته سنگ با هزار زحمت پایین رفتم و خوب دور و اطراف رو اسكن كردم ولی چیزی ندیدم یكم پایینتر یه سنگ بزرگ بود كه نمیذاشت پشت اونرو ببینم رفتم بالای سنگ چشمم به تورفتی برف ودر انتهای تورفتگی كبكو دیدم و خیلی خوشحال از اینكه اومده بودم دنبال كبك آخه هیچ امیدی به پیدا كردن كبك نداشتم.

امیدوارم لذت ببرید. 


http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14058029581.jpg


http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14058029583.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14058029582.jpg

http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14058029584.jpg

بدون شرح

بدون شرح


روستای ینگی کند
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14044196181.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14044200082.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14044197951.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14044196184.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14044197954.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14044197953.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14044196182.jpg
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14044197952.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14044196183.jpg
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14044200083.jpg
جاده دولت آباد
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14044200084.jpg

توزیع سهمیه فشنگ93

باسلام
توزیع سهمیه فشنگ سال93 در استان ما شروع شد(زنجان)
فشنگ فقط از نوع سر ستاره ای (بقچه ای)ازساچمه ی شماره ی1  الی 7 موجود میباشد. اگه از دوستان تهیه نکردن میتونن به فروشگاههای مجاز اسلحه و مهمات استان مراجعه کنند.
فشنگ دونه ای1325تومان میباشد سهمیه با دفترچه شناسایی شکارچی(دفترچه محیط زیست) 100عدد و بدون دفترچه50عدد میباشد.
یاحق...
http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14043804102.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14043804101.jpghttp://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14043804103.jpg

سهمیه فشنگ سال93

این مطلب برگرفته از وبلاگ دوست عزیزم با نام "هوراند شکار" هستش.

http://www.akserver.ir/uploads/akserver.ir_14025586991.jpg

خاطرات یک فصل(3)

یادش بخیر!!!!!!!

انگار سالهاست که شکار نرفتم و این عکسای که گرفتم متعلق به من نیست حس میکنم این عکسا تو رویاهای بنده ثبت شدن واقعا حس وصف ناپذیریه، خیلی دلم واسه این روزا تنگ شده خیلی دوست دارم بازم تو این فضا باشم ولی خب کاریش نمیشه کرد فقط باید انتظار کشید.

البته این حسو مدیون این وجدان هستم که منو از بی رحم و شکار کش بودن دور میکنه و این انتظارو برام شیرین میکنه، شاید اونای که اهل شکار رو طبیعت نیستن بگن طرف خل شده! ولی اونای که با بنده همدردن میفهمن من چی میگم!

شرح حال این روز...

اگه بخوام این روز توی چند جمله توصیف کنم، میگم که بیشترین کبک سالم تو این روز دیدم، بدترین تیراندازی سالو داشتم و بهترین روز برا کبکا بود.

هوا واقعا عالی بود بعد از 2ساعت کوهنوردی به مکان مورد نظر رسیدیم با پریدین اولین دسته یه کبک درشت چند ساله نر افتاد که این کبک هم از درشتان کبک سالم بود،

پس تیر خطا رفت، تو زمان کمتر از10دقیقه 8 تیر دیگه در کردم ولی هیچ کدوم به ثمر ننشست، تیرها از قطار 10تایی تموم شد تا اومدم از کوله، فشنگ در بیارم یادم افتاد که ای دل قافل چند روز پیش داشتم کوله رو مرتب میکردم یادم رفته فشنگارو دوباره تو کوله بذارم! خلاصه از اونجایی که کبکا پخش شده بودن و به صورت تکی در اومده بودن،  تو مسیرکبک بود که از جلو پام پر می کشیدو می رفت. بنده هم با کلی حسرت نظاره گر بودم.

شکار دوستان (2)

خاطرات شکار قوچ (تنگ صیاد) قسمت دوم

... واشاره آنها حاکی ازآن بود که  که شکار به راه افتاده وسریعتر تیر اندازی کنم متوجه شدم که شکار از بادی که در تنگه ودر جهت مخالف وزیدن گرفته باد مارا گرفته وشروع به حرکت نموده ولی با توجه به اشاره سجاد از بردن دست به قبضه تفنگ وتیر اندازی ممانعت نمودم تا به او بد قولی نکرده باشم ، با رسیدن سجاد به من ودیدن فرار گله به من گفت که نگران نباش و با صبر شکاری بهتر را پیدا خواهیم نمود.

هنوز 1000متر مسیررا طی نکرده بودیم که در بلندای روبروی خود در مسافتی حدود 2500 متری گله ای متشکل از دسته قبلی ودسته جدید را مشاهده نموده و8تا 10 قوچ مناسب را در آنها یافتیم  وقرار کذاشته شکار ها را دور زده وبا چاق کردن باد به سرتیر آنها برویم ؛ از همین رو مسیر آمده را برگشته وسوار ماشین شدیم و با توجه به شناخت سجاد از منطقه قرار شد به چند ناحیه دیگر سرکشی کرده ودر نهایت به سرتیر شکارهای نشان کرده برویم .حدود نیم ساعتی را به بررسی ودوربین کشی به نقاط مختلف گذراندیم ودرنهایت تصمیم بر آن شد که سراغ همان قوچ های نشان کرده رویم درطول مسیر سجاد پیشنهاد کرد که حتی المکان مسیر را با ماشین رفته و مسیر پیاده روی راکمتر کنیم در همین احوال بودیم که یکی از همراهان دسته ای  8تائی از قوچ ها را که در بلندای سمت راست ما بود روئیت وبلا فاصله اتومبیل را متوقف نمودم  سجاد هم از داخل ماشین سن وسال آنها را با دوربین تائید کرد وبه من گفت هر کدام از آنهارا بتوانی هدف قراردهی مورد تائید می باشد ،به سرعت از داخل ماشین با رنج فایندرلایکا مسافت بین خود وقوچهارا اندازه گیری کردم وفاصله 220 متری بین ما وآنها موجود بود بی درنگ محلی مناسب برای استقراراسلحه پیدا کرده وتفنگ را دربقل گرفتم وفشنگ سلیر بلوت چک کالیبر 57/8 را به داخل خزانه تفنگ هدایت کردم با خونسردی کامل قوچ مورد نظر را به داخل دوربین کشانده وخط باضافه دوربین را روی آن متمرکز نمودم ،ناگهان صدای قرش اسلحه تمام کوه رافراگرفته وتمامی گله با جهشی ناگهانی شروع به رمیدن نمودند معطل نکرده وفوری با گلنگدن کردن اسلحه را مسلح کردم ومجددا" قوچ را در دوربین گرفتم ولی از آنجائیکه به تیر اول اطمینان کامل داشتم  فقط در این حالت به تعقیب قوچ پرداختم تا از تیر رسم دور نگردد قبل از اینکه قوچ به تیز یال برسد ایست کرده وتلو تلو خوران سرنگون شد.

قوچی با نه سال سن و65 سانت شاخ که به گفته سر محیط بانی از تروفه های کسب شده توسط دو گروه خارجی که قبل از مستی مجوز شکار داشتند واندازه شاخ وسن آنه 59و61سانت  وهردو هفت سال سن داشتند  بهتر وبزرگتر می بود .وبه لحاظ سرعت در شکار یعنی حدود دوساعت بعد از ورود به منطقه رکوردی بی نظیر محسوب میشد.

 
  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : فیاض اكبری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان


كد ساعت


  • انجمن
  • کد نمایش آب و هوا

    کد نمایش آب و هوا<